حسن پيرنيا ( مشير الدوله ) و عباس اقبال آشتيانى
299
تاريخ ايران از آغاز تا انقراض سلسله قاجاريه ( فارسى )
اشتغال داشت شهاب الدّين متوجّه فتح بلاد ديگرى در طرف مشرق ممالك غوريّه بود چنان كه در سال 571 يعنى در همان سالى كه برادرش هرات را گرفت او بفتح ناحيهء سند و مولتان نايل آمد و سلسلهاى از امراى مسلمان را كه در آنجا از مدّتها پيش امارت ميكردند برانداخت و در 582 بر لاهور دست يافت و سلسلهء غزنويان را بكلّى منقرض كرد . بعد از فتح لاهور يعنى در 583 شهاب الدّين محمّد از آن شهر به طرف هند مركزى يعنى ولايت راجپوتانا و اجمير سرازير گرديد ليكن در اين ناحيهء اخير شكستى سخت خورد و با وجود نهايت جلادت و رشادت نزديك بود در معركه هلاك شود . عاقبت يارانش او را نجات دادند و شهاب الدّين خشمناك و متأثّر بلاهور برگشت و از شدّت خشم امر داد كه امراى غوريّه را كه در اين جنگ منهزم شده بودند بعليق بستند و بخوارى تمام با ايشان معامله نمود و گويند كه او از اين تاريخ تا سال 588 كه بكشيدن انتقام فائز آمد از عوض كردن پيراهن و خوابيدن پيش زوجهء خويش خوددارى كرد . كسى كه در اين جنگ لشكريان غور را منهزم ساخت راجهاى بود از راجههاى اجمير بنام پريتوى . در سال 588 شهاب الدّين محمّد با لشكريانى فراوان از غزنه باجمير تاخت و در محلّ تانيسر ( 92 ميلى شمال شمال غربى دهلى ) پريتوى را كه با 150 تن از امراى هندو بدفاع شتافته بودند شكستى عظيم داد و پريتوى اسير و مقتول شد و غنايم كثيرى از جمله 24 زنجير فيل بتصرّف غوريان درآمد . فتح تانيسر سراسر هند شمالى را تا مركز اين شبه جزيره مسخر غوريان نمود و ملك شهاب الدّين بعد از آنكه خدا را به اين فتح بزرگ شكر كرد ولايات مفتوحه را بغلام خويش قطب الدّين آىبك سپرد و به خدمت برادر بغزنه برگشت . در سال 590 ملك شهاب الدّين قنّوج و بنارس و در 592 قلعهء گواليور و در 597 نهرواله را مسخر ساخت و كمى بعد قطب الدّين آيبك و سرداران ديگر او بر ولايات بهار و بنگاله مسلّط گرديدند و به اين ترتيب قسمت اعظم هندوستان